محمد يار بن عرب قطغان
164
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
طلاق داده ، ناچار از روى اضطراب به صوب منغيت « 1 » شتافت و روزى چند در ميان « 2 » مردم منغيت بوده ، عاقبت از آنجا نيز لواى مراجعت به طرف صحرا و دشت برافراخت . و چون رهگذرش به صحراى تركستان افتاد ، توكل سلطان در نواحى سغناق توقف كرده ، به جهت اسباب معيشت دو كس خود را پوشيده و پنهان به تركستان روان ساخت . آن دو كس از سيرام « 3 » لباس و طعام گرفته ، در اثناى مراجعت به توكل سلطان قزاق رسيدند . او « 4 » بنابر فرمان صاحبقران سكندرنشان محافظت راهها « 5 » را جايز نمود . بعد از تفحص احوال مطلع گشته بىتوقف ( 94 ب ) تعاقب فرمود و ديگر « 6 » كس خود را به پايهء سرير حضرت اعلى روان « 7 » گردانيده ، از واقعهء حال اعلام نموده و زمانى كه بابا سلطان در كمال غفلت بود ، توكل سلطان بر سر او رسيد . « 8 » و قبل از آنكه از جانب حضرت اعلى به او مدد رسد ، به اندك مردمى كه همراه داشت ، محاربه « 9 » نمود و عبد اللطيف « 10 » سلطان پسر او را به اندك « 11 » توجهى دستگير گردانيد . اما بابا سلطان در حين جنگ به زخم تيرى خدنگ از پاى افتاده ، خود را از اين همه محنت رهانيد ، و توكل خان فى الحال سر او را « 12 » كه به رستم دستان زمان دعوى همسرى داشت بلكه زياده « 13 » ، از تن جدا كرده ، به نزد همايون رسانيد . [ اين واقعه ] به تاريخ روز سهشنبه هفدهم ماه رجب روى نمود . و او را پنج پسر بود بدين ترتيب : عبد الله سلطان ، عبد اللّطيف سلطان ، عبد الستار سلطان ، عبيد الله سلطان ، عبد الغفار سلطان . و عبد الغفار سلطان : در زمان حيات پدر خود به عالم ديگر انتقال نمود . و عبد اللطيف سلطان : با پدر خويش همراه بود و در اثنائى كه پدرش از منغيت « 14 » مراجعت نموده ، در حين گريز با توكل خان پيش آمده محاربه و مقاتله مىنمود ، او اسير و دستگير شد . پدرش بابا سلطان به زخم تيرى از اين عالم درگذشت و توكل سلطان مظفر و منصور در كمال
--> ( 1 ) . ت : منكقت منغت . ( 2 ) . س : « ميان » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 3 ) . ت : يسى . ( 4 ) . س : « به توكل سلطان قزاق رسيدند . او » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 5 ) . س : « راهها » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 6 ) . ت : يك كس . ( 7 ) . س : « روان » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 8 ) . س : « او رسيد » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 9 ) . س : محارب ( 10 ) . س : لطيف سلطان . ( 11 ) . س : « به اندك » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 12 ) . س : سر اول او . ( 13 ) . ت : زيادهترى ( 14 ) . س : منكقت .